«لا إِلَهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ لا إِلَهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ».
او امر میکند و ما عصیان. لطف میکند و ما کفران. این همه ناشایستهها چگونه میشود جبران؟ جز پناه گرفتن در خانه غفران.
او چون غافر است ما مستغفریم. چون ناصر است ما مستنصریم. اقرار میکنیم که ظالمیم و به عفو بیمنتهای او عالمیم.
همانطور که عطایش بیحساب است(1) گذشت از خطایش نیز بیحساب است(2) که عطا از او و خطا از ماست.
با توجه به این مسائل است که امام زینالعابدین علیهالسلام عرضه میدارد:
«من آن بندهای هستم که او را از معصیت نهی کردی اما مخالف نهی تو رفتار کرد... اما امیدوار عفو تو بود و به گذشت تو ایمان داشت و اکنون خاضعانه و ذلیلانه و خاشعانه و خائفانه در پیشگاه تو ایستاده و به گناهان خود اعتراف میکند.»
انسان مؤمن همیشه دل به عفو الهی بسته است؛ زیرا وقتی دریای عفو الهی به جوش آید، همه کردهها و ناکردهها را میشوید و انسان را از لوث گناه پاک میسازد و به لطف خود مینوازد. از این رو همیشه زبان حالش این است که:
اندازه معشوق بود عزّت عاشق ای عاشق بیچاره ببین تا ز چه تیری
زیبایی پروانه به اندازه شمع است آخر نه که پروانه این شمع منیری؟!(3)
ماییم به عفو تو تولّی کرده و ز طاعت و معصیت تبرّی کرده
آنجا که عنایت تو باشد، باشد ناکرده چون کرده، کرده چون ناکرده
ابن سینا
عفو غفران الهی آنقدر زیاد است که مدام در پی بنده عاصی است تا او را در خود پیچد.
تشنه به جوی آب و خود تشنه تشنه است آب گدا خدا خدا کند، خدا گدا گدا کند
علامه حسن زاده آملی
آنانکه عفو میکنند، لذّت عفو و غفران الهی را چشیدهاند و گُلی از باغ رحمت چیدهاند و بهتر از آن ندیدهاند. آنانکه در زندگی فردی و اجتماعی خود لحظاتی در کنار دریای مغفرت و رحمت نشستهاند و جامهایی از سیل عظیم بخشش الهی برداشته و به کام خود بردهاند و از سفره بیکران الهی خوردهاند. آنکه میبخشد، بخشیده شده است و بخشندگیاش چون قطرهای است از سیل بخشندگی الهی.
عفو خلقان همچو جو و همچو سیل هم بدان دریای خود تا زند خیل
عفوها هر شب از این دل پارها چون کبوتر سوی تو آید شها
بازشان وقت سحر پرّان کنی یا به شب محبوس این ابدان کنی(4)
اگر بنده عاصی هر از چندگاهی مرتکب عصیان میشود و پرده عصمت میدرد، از مرتع شیطان میچرد و مصالح ابلیس میخرد، نه از روی دشمنی و استکبار است که امام زینالعابدین علیهالسلام عرض کرد:
«لا مُعَانَدَةً لَکَ، وَ لا اسْتِکْبَاراً عَلَیْکَ».
بلکه به چشم امید به غفران بیپایان خداوند جهان داشته و برای لحظاتی عَلَم معصیت برافراشته، نهال نفس در مزرعه شیطان کاشته است. غفلت و گستاخی بنده شرمنده از وفور عفو خداوند عفوّ و غفور است.
از غفوری تو غفران چشم سیر روبهان بر شیر از غفو تو چیر
جز که عفو تو کرا دارد سند هر که با امر تو بیباکی کند
غفلت و گستاخی این مجرمان از وفور عفو توست ای عفولان...
عضوهای جمله عالم ذرهای عکس عفوت ای ز تو هر بهرهای
عضوها گفته ثنای عفو تو نیست کفوش «أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا»...
عفو کن زین مجرمان تن پرست عفو از دریای عفو اولیتر است(5)